5 ماهگی
این ماه برسام جونی مامان یه کمی اذیت شد .. اوایل ماه بود که متوجه یه قلمبگی زیر بغلش شدم ،، خیلی ترسیدم ولی فهمیدم که به خاطر واکسن سل بدو تولدشه دکترش هم گفت که اصلا بهش کاری نداشته باشم و فقط مواظب باشم موقع بغل کردنش بهش فشار نیاد......گذشت تا... آخرین روز ۵ماهگیش بود که ترکید و یه عالمه چرک ازش اومد، اوووووووق
طفلکی کلی گریه کرد
از وقتی که ختنه اش هم کردن بیشتر . ولی پسرم قربونش برم خیلی صبوره ،، یاد روز ختنه اش افتادم که بین همهٔ اون پسر بچههایی که بودن گریه اش از همه کوتاه تر بود.... فکرکنم والعصرهایی که واسش خوندم اثر کرده

یکی ۲روز بهش لعاب برنج و فرنی دادم ولی دکترش گفت که فعلا دست نگه دارم ....دلم تموم شد نمیدونی چه لذتی داره غذا دادن به نینی مخصوصا با انگشت
وقتی انگشتتو با اون لثههای بی دندونش گاز میگیره

تو این ماه شیطونکی شده واسه خودش یاد گرفته شیکمشو بده بالا تا بغلش کنیم، این اواخر سینه خیز یه کمی جلو میره و البته بیشتر از اون دنده عقبش خوبه

کلمه خاصی نمیگه ولی صداهایی که از خودش در میاره بیشتر شبیه حرف زدن شده و حسابی سرو صدا راه میندازه
همیشه دوست داشتم نی نی م پستونک یخوره و بالاخره موفق شدم 


5 ماهگی
